وقتي "شصتچي" گريه كرد شاید كل ايران هم گريه كرد. چه گريه معصومانهاي!؟
سيزده شب با حماقت "شصتچي" و به حماقت او خنديديم و هر بار كه صحنه دادگاه ظاهر ميشد به سادهدلي "شصتچي" سخره كرديم.
چه زيبا اين سعدي شيرين طنز ايران كودتا ميكند. و چه غافلگيرانه كودتا ميكند. و چه سادگانه براندازي ميكند. و اين مصداق بارز براندازي است.
كودتاي سياسي، حكومت سياسي يك كشور را براندازي ميكند اما سعدي طنز ايران غفلت اجتماع را كودتا كرده و براندازي ميكند.
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل...
اما چرا سعدي؟!
سعدي شاعري پارسي گوي و شيرين سخن است كه دو كتاب سهل و ممتنع دارد از تجارب و علم و عمل دنيا. يكي بوستان كه تماما ايده آليست است در آن (به گفته بزرگان) و ديگري گلستان كه رئاليست است در آن. و كسي نيامده كه بالاتر از او بگويد جز خداي متعال. و چه ساده و شيرين(سهل و ممتنع).
مديري هم سعدي زمانه معاصر است البته در طنز تلويزيوني. چرا كه هم سهل است یعنی به سادگی همان چیزی را می گوید که من و شما آن را میدانیم وهمه به درد آن مبتلاییم. و هم ممتنع كه یعنی کسی ندیده ام مثل او بسازد و مجذوب کند. مصاديقش را که همگان ميدانند.
اما مي خواهم بگويم كه در راسته فعاليتش از سعدي برتر است. چرا كه همزمان در سرايش ترانههايش (كارهاي ظنز تلويزيوني) هم رئاليست است و هم ايدهآليست با هم. و فکر می کنم این يعني فراتر از سعدي بودن. حتي اگر خاك پاي سعدي هم نباشد....
"مرد هزار چهره"


